الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

446

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سورهء پنجاه و چهارم : حجر در اين سوره آمده است : « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » « 1 » ؛ آنچه را مأموريت دارى آشكارا ابلاغ كن و از مشركان روى بگردان ما شر مسخره كنندگان را از تو دفع خواهيم كرد . كه بحث‌هاى مربوط به آن گذشت . حال پس از آن كه آياتى را كه قبل از اين آيه نازل شده است ، بيان كرديم كه در آنها به حوادث بعثت و ما بعد آن اشاره شده است ، آيا در آن آيات چيزى وجود داشت كه با سرّى بودن دعوت تا نزول اين آيه و شروع دعوت عمومى با نزول اين آيه هماهنگى داشته باشد ؟ يا اين كه تمام يا بعضى از آن به صورتى است كه جز با اعلان به دعوت عمومى از همان ابتدا يا اوايل كار مطابقتى ندارد ؟ اينها چيزى است كه قول به تقدم مرحلهء سرّى بر نزول قرآن و شروع دعوت علنى همراه با نزول قرآن يا در همان ايام را تأييد مىكند و اخبار مربوط به اين نظريه و كسانى كه قائل به آن شده‌اند ، گذشت . همچنين در معناى قول متعال كه مىفرمايد : « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ » ؛ آنچه را مأموريت دارى آشكارا ابلاغ كن و از مشركان روى بگردان . ( 2 ) تسليم معناى مشهور كه مىگفت : « رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با اين آيه مأمور به اظهار دعوت عمومى و آشكار شده است » ، نشديم و خبرى را كه مىگفت اين آيه تنها به پيامبر دستور مىدهد كه از تهديد مشركان نترسد ، اختيار كرديم ؛ همان شش مشركى كه در ورودىهاى شش‌گانهء مكه مستقر شده بودند تا حاجيان و عمره‌گزاران را از استماع و استجابت سخنان رسول امين بازدارند و همان كسانى كه تا ظهر به وى مهلت داده بودند كه يا كارش را كنار بگذارد و يا او را به قتل خواهند رسانيد ! پس آيه به او دستور مىدهد كه از تهديد مشركان اعراض كند و بدون ترس رسالت خويش را انجام دهد . اين نه بدان معناست كه اين كار را شروع كند ؛ بلكه به اين معناست كه آن را استمرار بخشد . و گفته شد كه اگر اين معنا را نپذيريم ، معناى ديگرى كه مناسب با إعراض از مشركان باشد ، نداريم ؛ بلكه در آن صورت مناسب‌تر اين بود كه به پيامبر دستور دهد كه متصدى هدايت مشركان شود ، نه اين كه از آنها اعراض كند . همچنين در آن صورت نمىبايست كه استهزا كنندگان مشهور و معروفى وجود داشته باشند ، كه جلوى راه‌هاى ورودى مكه مستقر شده باشند ، با فرض اين كه دعوت آن حضرت سرّى بوده است .

--> ( 1 ) . حجر ( 15 ) ، 94 - 95 .